X
تبلیغات
هنرهای دستی

طلاکوبی بر روی فولاد

طلاکوبی يکی از شيوه‌های تزئين اشياء و آثار فولادی است که در شهر اصفهان از زمان‌های بسيار دور، رواج دارد.

از فولاد علاوه بر ابزارهای معمولی، علم نيز می‌سازند. می‌دانيم علم را پيشاپيش صف عزاداران به ويژه در مراسم سوگواری امام حسين (ع)، حرکت می‌دهند. علم علاوه بر تيغه‌های فولادی، معمولا دارای پيکره‌هايی از برخی از پرندگان و حيوانات واقعی، اساطيری و افسانه‌ای و نيز گلدان، قوطی و شمعدان است که تمامی‌ آنها به ميله‌ای که قاب بر آن تکيه دارد، متصل است. روی تيغه‌های فولادی علم به ويژه تيغه وسط که از ساير تيغه‌ها بلندتر است، اسماء مبارکه طلاکوبی می‌شود.
هم اکنون در اصفهان، طلاکوبی روی مجسمه‌های پرندگان و حيوانات مانند طاووس، کبوتر، آهو، شير و... که در واقع به تقليد از پيکره‌هايي که به انواع علم‌های سوگواری متصل است، ساخته و پرداخته می‌شود. اين مجسمه‌ها در سال‌های اخير طرفداران هنر دوست زيادی دارد.

ساخت ابزارآلات مراسم عزاداري و تعزيه خواني از عمده محصولات توليدي رشته علامت سازي است. جنس فلز به کار رفته اغلب فولاد است که تمام مراحل شکل دهي کار به وسيله چکش و با دست انجام ميگيرد و در پايان کل قطعات به هم متصل شده و کار پرداخت ميگردد.

از فولاد علاوه بر افزارهاي معمولي اقدام به ساخت علم نيز ميکنند. علم علاوه بر تيغه هاي فولادي معمولا داراي پيکره هايي از برخي پرندگان و حيوانات و براق و نيز گلدان و شمعدان است که تمامي آنها به ميله اي که قاب بر آن تکيه دارد متصل است و بر روي تيغه هاي علم بويژه تيغه وسط که از ساير تيغه ها بلندتر است اسماء مبارکه طلاکوبي ميشود.

در پايان نمونه کار آماده به شيوه طلاکوبي تزيين ميشود. ابتدا تمام قسمتهايي را که براي طلاکوب شدن در نظر گرفته اند به وسيله کارد مخصوص خش انداخته و طرح مورد نظر بر روي سطح فولاد حک ميکنند سپس سيمي از جنس طلا به ضخامت يک تار موي انسان در شيارهاي حک شده قرار داده شده به وسيله چکش نقره کوبي کوبيده ميشود تا در شيار موردنظر کاملا فرو رود سپس با يک قطعه سنگ يشم آن قدر بر روي کار ميکشند که طلا و فولاد به يکديگر جوش ميخورند. در حال حاضر طلاکوبي بر روي مجسمه هاي پرندگان و حيوانات نظير طاووس، آهو، شير و غيره صورت ميگيرد. يک کار فولادي طلاکوب شده زير ساخت(پيکره يا تيغه يا هر دو) ميبايست از کيفيت مناسب برخوردار باشد. قالب گيري مناسب، سوهان کاري وپرداخت هنرمندانه و با دقت بر ارزش کار مي افزايد.

پس از اتمام کار طلاکوبي بر روي فولاد نوعي جوهر مخصوص ماليده ميشود و به وسيله حرارت تمام سطح فولاد سياه رنگ ميشود. در نهايت تمام قسمتهاي کار به وسيله مصقل پرداخت ميگردد تا کاملا جلا پيدا کند.

 

-------------------------

بر گرفته از : پرتال اصفهان

http://78.39.8.47:9090/web/tfh/106

http://www.iransculpture.ir/

+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |

                                                    قلمزنی روی مس و برنج

هنر قلمزني سوابق ممتد و طولاني دارد. اين هنر گرانمايه و زيبا كه بيانگر فرهنگ و تمدن قوم ايراني است ابتدا به صورت حجاري در بدنة كوهها و روي سنگهاي ساختماني كاخهاي پادشاهان و بناهاي تاريخي و حتّي در دوران غارنشيني ديده شده است. بعدها هنر حجاري، تبديل به حكاكي و سپس قلمزني گرديده و نقوش و تصاوير از روي سنگهاي ساختمانها و بدنه كوهها به روي سنگهاي قيمتي مخصوصاً عقيق منتقل گرديد و «حكاكي» ناميده شد. عاقبت فلزات از جمله طلا و نقره و مس و برنج و فولاد زمينه اصلي اين نقوش و خطوط زيبا و دلپسند قرار گرفته و هنر «قلمزني» نام گرفت.

لفظ «قلمزني» معناي متعددي دارد. اين لغت در فرهنگ معين چنين معنا شده است: «نويسندگي، نقاشي و يكي از هنرهاي زيبا است و آن ايجاد نقوش جانوران و گياهان و طرحهاي مختلف است بر روي نقره يا فلزات ديگر. در هنگام عمل، استاد به وسيله قلمي فلزي و يا منقاش نوك‌ تيز فولادي كه داراي دسته‌اي چوبي است كار مي‌كند. دكتر معين پس از اين تعريف، اين بيت را از «زلالي» آورده است:

به طرح خويش حيرت زند دست                          كه از هيچش قلمزن نقش چون بست

برگرفته از:                                                                                                               

http://www.isfahan.ir                                                                                                     

+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |

صنایع دستی فلزی اصفهان

طلا کوبی روی فولاد:

طلاکوبی يکی از شيوه های تزيين اشياء و آثار فولادی است که در شهر اصفهان رواج دارد. از فولاد علاوه بر افزارهای معمولی اقدام به ساخت علم نيز می کنند که می دانيم آن را پيشاپيش صف عزاداران بويژه در مراسم سوگواری سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع)، حرکت می دهند. علم علاوه بر تيغه های فولادی معمولاً دارای پيکره هايی از برخی از پرندگان حيوانات ديگر و نيز گلدان، قوطی و شمعدان است که تمامی آنها به ميله ای که قاب بر آن تکيه دارد متصل است و برروی تيغه های علم بويژه تيغه وسط که از ساير تيغه ها بلندتر است اسماء مبارکه طلاکوبی می شود.

در حال حاضر طلاکوبی برروی مجسمه های پرندگان و حيوانات نظير طاووس، کبوتر، آهو، شير و... (که در واقع به تقليد از پيکره هايی که به انواع علم های سوگواری متصل است، ساخته و پرداخته می شود.) نيز صورت می گيرد.
 

نقره سازی:

نقره سازی از جمله صنايع دستی رايج در شهر اصفهان است کارگاههايی که در آنها کار نقره سازی انجام می شود کارهای ديگر از جمله قلمزنی روی نقره محصولات مسی و برنجی انجام می دهند.

انواع فرآوده های توليدی نقره سازان عبارتست از: سرويس چايخوری، گلدان، شمعدان وسرويسهای چند پارچه

ساخت و قلمزنی فرآورده های مسی و برنجی:

يکی از پر رونق ترين رشته های صنايع دستی اصفهان ساخت و قلمزنی محصولات نقره ای مسی و برنجی است.
مواد اوليه مورد مصرف سازندگان فرآورده های مس و برنج و نقره شامل نقره، مس، برنج و آلياژ مس و برنج است. مقداری از مواد اوليه مذکور از کشورهای ديگر نظير يوگسلاوی بقيه آن در ايران از شرکتهای برق منطقه ای و شرکت ملی نفت ايران و غيره تهيه می شود.
ابزار کار صنعتگران اين رشته از دو دسته تشکيل می شود. يک دسته از ابزار در مرحله ساخت محصولات مورد استفاده قرار می گيرد مانند دستگاه خم کاری، موتور فرچه، کوره برقی، سندان، چکش و دسته ديگر که در مرحله قلمزنی مورد احتياج است و عبارت از دستگاه قير آب کنی، پرگار، تعدادی قلم آهنی، چکش و غيره است. برخی از کارگاه های اين رشته صرفاً بکار ساخت محصولات نقره مسی و برنجی مشغول هستند و در مقابل کارگاههايی نيز وجود دارد که فقط کارقلمزنی برروی اين فلزات را انجام می دهند و دسته سوم کارگاههايی می باشند که به هر دو کار ساخت و قلمزنی تواماً می پردازند.

قفل سازی:

چيزی که موجب شگفتی هر بيگانه ای که از ايران ديدن می کند می شود همانا نزديکی و پهلوی هم بودن اشيای بسيار کهن و کالاهای نو و وارداتی است. در مورد قفل و کليد هم همين طور است. قفل کردن خزانه ها و انبارهای گندم و پرستشگاهها در هزاره دوم ق.م. در مصر و بين النهرين متداول بوده است. قفلی که قفل ساز ايرانی می سازد نشانه نبوغ فنی او در جهات مختلف است. پاره اي از اين قفل ها همانند قفل های مصری و يونانی است، برخی ديگر همانند قفل های رومی ها است برخی به قفلهای چينی و هندی می ماند و تعدادی هم مانند قفلهايی است که در اروپا از قرون وسطی تا انقلاب صنعتی به کار برده می شد.

قفلهای ايران را از ديدگاه فنی می توان به رده های زير بخش کرد.

الف) قفلهای ثابت در (کليدون خانه)

1-کلون دان
2-کلون
3- قفل فنر پخش شو

ب) قفل آهن

1- قفل فنر (با کليد پيچی)
2- قفل فنری (با کليد فشاری)
3- قفل لوله (با کليد پيچی)
4- قفل رمز (حرفی بی کليد)


--------------------------------------

منبع:
www.rugart.org 

 

+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |

تشعیر

تشعیر ،اصطلاحی در تذهیب و نقاشی ایرانی است.

تشعیر، نقوشی از یک یا دو رنگ است که در حاشیه و سرفصل های برخی کتاب هاو در و دیوار و پرده ها و فضاهای موجود در مجلس سازی ها و پرده های نقاشی ایرانی کشیده می شود و در جلدسازی و قلمدان سازی و قلم زنی بر روی فلز و نیز خطاطی دیده شده است .

تشعیر از شَعْر (مو) گرفته شده است و به نقوش بسیار ریز از گیاه و پرنده و درخت اطلاق می شود.

در واقع تشعیر نوعی تزئین نسخ خطی است که در حاشیه نسخ یا مرقعات، معمولا با یک یا دو و حتی با سه رنگ طلا انجام می گیرد.

از آنجا که طراحی تشعیر که در اصل طراحی حیوانات و منظره و اقسام آن است، اغلب با طلا و به وسیله قلم موهای بسیار ظریف انجام می گرفته است، ظرافت خطوط را به مو تشبیه کرده اند.

تشعیر به همراه تذهیب، برای تزئین حواشی بزرگتر در کتاب های خطی، شاید تحت تأثیر نقاشی چینی، از دوران تیموریان در ایران مرسوم شد.

طرح ها و نگاره های غالب در ساختن تشعیر، بیشتر صخره سنگ ها،حرکات ابر و باد، درختان متنوع،حیوانات خیالی و افسانه ای مانند سیمرغ واژدها، حیوانات وحشی در حال جست و خیز، پرندگان و حیوانات کوچک با قلم اندازی های استادان و استفاده بی دریغ از طلای ناب است.

نامگذاری انواع تشعیر بیشتر بر اساس روش ها و فنون و جایگاه ارائه آن است.

تشعیر دو قسمت دارد : تشعیر گیاهی یا تشعیر گل و بوته ، و تشعیر وحوش.

در تشعیر گیاهی، تصاویر بر بالا و پایین برگ ها و گل ها به زر یا رنگ های سفید یا آبی یا مایه اصلی و ته رنگ لاجورد یا سیاه یا گِل ماشی و امثال آن، بر حواشی کتاب ها کشیده می شود.

در آرایه های تزئینی قرآن کریم و جلد آن، علاوه بر تذهیب، فقط از این نوع تشعیر استفاده می شود.

در تشعیر وحوش که بر دو نوع "نخجیری " و "گرفت و گیر" است، طرح کلی تصاویر و نقوش انواع پرندگان و جانوران زمینی و دریایی و اساطیری در ترکیب های خاص متناسب با موضوع اصلی کتاب با کمترین رنگ و به صورت نمادین پدید می آید.

همچنین تصاویری از آسمان و ابرها و ستیغ کوهها و صخره ها در تشعیر دیده می شود.

--------------

برگرفته از:

http://hamshahrionline.ir/news-140239.aspx

+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |

هنر مینا کاری

هنر مینا کاری
قدیمی‌ترین‌ نمونه‌های مینا کاری‌ موجود موید این‌ ادعاست‌ که‌ مینا کاری‌ نیز مانند بسیاری‌ از‌هنرهای دیگر برای اولین بار در ایران پیدا شده و از ایران به‌ سایر کشورها راه یافته است‌.‌..

مینا کاری‌ هنر درخشان آتش‌ و خاک است‌، با رنگهای پخته و درخشان که‌ سابقه آن به‌ 1500‌سال پیش از میلاد می‌رسد.‌ آقای علینقی وزیری در کتاب تاریخ‌ عمومی‌ هنرهای مصور قبل از تاریخ‌ تا اسلام می‌نویسد: ‌از جمله هنرهای دستی ایرانیان در گذشته های دور تزئین و کنده کاری‌ روی‌ فلزات است‌. ‌ظروف‌ فلزی بدست‌ آمده از فلزات گوناگون ساخته شده که‌ مهمترین‌ آنها عبارتست از: طلا،‌ نقره، مس‌، برنز، برنج‌، آهن‌، فولاد، سرب، آلومینیوم و کرم.‌ این‌ فلزات برای زینت آلات و ظروف‌ گوناگون بکار می‌رفته زیرا که‌ امکان ساختن ابزار لازم‌ در ‌یک ورق‌ فلز چندان مشکل و ناممکن نبوده‌ از جمله موارد فلز کاری‌ می‌توان از ترصیع یعنی به‌ ‌جا نشاندن قطعات کوچک‌ فلزهای مختلف روی‌ سط‌ح‌ فلزی از نوع جنس دیگر و ایجاد تناسب ‌‌میان قط‌عات با در نظ‌ر گرفتن رنگ‌ و اشکال هندسی‌ آنها و ایجاد شکل یا نقش وسیله آنها و ‌مینا کاری‌ نام برد. بررسی‌ هایی‌ که‌ در مورد مینا سازی‌ شده نشان می‌دهد میناهایی‌ که‌ بنام‌ بیزانس‌ مشهور است‌ از مینا سازی‌ ایرانی‌ اقتباس شده است‌.‌ قدیمی‌ترین‌ نمونه‌های مینا کاری‌ موجود موید این‌ ادعاست‌ که‌ مینا کاری‌ نیز مانند بسیاری‌ از‌ هنرهای دیگر برای اولین بار در ایران پیدا شده و از ایران به‌ سایر کشورها راه یافته است‌.‌ در دوران مغول سبک جدیدی در فلز سازی‌ و مینا کاری‌ ایران بوجود آمد. اشکال و تصاویری‌ که قیافه‌ و لباس اعضای دربار ایران را داشتند، جای اشکال و تصاویر عربی‌ دوره‌ قبل را‌ گرفتند و بویژه ترصیع فلز در عصر تیموری‌ به‌ منتهی درجه‌ شرقی‌ خود رسید. در زمان صفویه‌ زمینه‌ی هنر مینا کاری‌ و فلز کاری‌ تغییر یافت‌ ظروف‌ نقره در این‌ دوره‌‌ نقوش میناتور از قبیل مجالس‌ بزم در دربار و یا مجالس‌ شکار، یا اسب‌ سواری‌ مزین‌ گشت و ‌هنر مینا سازی‌ از نقشهای اسلیمی و گل‌ تغذیه‌ کرد و رنگ‌ قرمز مورد مصرف بیشتری‌ داشت‌ و شهر اصفهان یکی از مراکز عمده مینا کاری‌ بحساب می‌آمد که‌ هنوز هم‌ تنها مرکز ‌این‌ هنر محسوب می‌شود.

نحوه تولید‌

 هنر مینا کاری‌ را می‌توان یکی از اختراعات خلاقه‌ بشر دانست زیرا این‌ هنر شامل‌ فعل و ‌انفعالهای پیچیده‌ایست که‌ بهم ربط‌ داده‌ می‌شوند از یک‌ سو عوامل‌ ساده‌ای از قبیل ‌سیلیکوم و مینیوم و پتاسیم و از سوی دیگر سبک قیمتی که‌ ترکیب آنها مینا را بوجود‌ می‌آورد.‌ از این‌ رو این‌ یک‌ هنر آزمایشگاهی‌ است‌ و در حقیقت ماده‌‌ایست که‌ از ترکیب اکسیدهای ‌فلزات که‌ بر اثر حرارت‌ رنگهای مورد نظ‌ر را بدست‌ می‌دهد در اختلاط با تعدادی‌ نمک ثابت‌‌ بدست‌ می‌آید و رنگها با درجه‌ حرارت‌ و طول زمان حرارت‌ ارتباط زیاد پیدا می‌کنند.‌ بنابراین‌ برای دسترسی‌ به‌ این‌ پدیده هنری زیبا باید آتش‌ و حرارت‌ بدقت‌ مراقبت و مهار ‌شود. مینا که‌ طبعا شفاف است‌ شفافیت بیشتر خود را از اکسید قلع بدست‌ می‌آورد و‌ ترکیبات آن از زمانهای قدیم‌ تا به‌ امروز ثابت‌ و بدون‌ تغییر مانده است‌.‌ روی‌ اشیا طلایی‌ و نقره ای هم‌ میتوان مینا کاری‌ کرد ولی‌ اساسا مینا کاری‌ بر روی‌ مس‌ انجام ‌می‌شود. تا فراهم‌ آمدن مینا چند مرحله باید طی شود باین‌ ترتیب که‌ ابتدا آن چیزی را که‌‌ می‌خواهند مینا کاری‌ کنند به هر شکل و هر اندازه‌ باید به وسیله مسگر متخصص به‌ شکل لازم‌‌ در آید و پس‌ از آن که‌ ساخته شد استاد مینا کار به‌ آن لعاب سفید رنگ‌ می‌دهد. معمولا سه‌ ‌الی‌ چهار بار لعاب داده‌ می‌شود و در هر بار شیئی به‌ کوره‌ می‌رود و حدود 700 درجه‌ حرارت ‌‌می‌بیند تا رنگ‌ لعاب ثابت‌ شود بعد روی‌ آن به‌ رنگهای گوناگون نقاشی‌ می‌شود سپس شیئی ‌باز به‌ کوره‌ می‌رود و حدود 400 تا 500 درجه‌ حرارت‌ می‌بیند تا رنگها بصورت‌ مط‌لوب در آید.
 
 ‌در گذشته که‌ مینا کاری‌ رواج اندک داشته رنگهایی‌ که‌ بکار می‌رفته مانند رنگهایی‌ که‌ در‌ صنعت قلمکار بکار برده‌ می‌شود گیاهی‌ یا معدنی‌ بوده‌ است‌ ولی‌ اکنون برای نقاشی‌ ظروف‌ و ‌اشیا مینایی‌ از رنگهای شیمیایی‌ استفاده‌ می‌شود. رنگهایی‌ که‌ در میناکاری‌ بکار می‌رود بر سه‌ نوع است‌:
‎-1 رنگهای گیاهی‌ که‌ در چیت سازی‌ هم‌ بکار می رود.‌
‌‎-2 رنگهای معدنی‌ که‌ در نقاشی‌ و مینا کاری‌ بکار می رفته است‌.‌
‎-3 رنگهای فلزی که‌ روی‌ مینا کار می کنند‌.
 
برای مینا کاری‌ در تهیه رنگ‌ قرمز از طلا استفاده‌ می‌شود رنگ‌ سبز مینا از مس‌ و رنگ‌ زرد ‌آن از گل‌ ماشی‌ بدست‌ می‌آید. رنگ‌ آبی‌ و فیروزه‌ای و رنگ‌ سفید از رنگ ‌‌مخصوصی تهیه می‌شده است‌ که‌ در شهر سامره از شهرهای عراق نوع خوب آنرا بدست ‌‌میآورده‌اند.‌ بیشتر اشیایی‌ که‌ میناسازان فعلی به‌ بازار عرضه‌ می‌کنند عبارت است از: گوشواره‌، سینه ریز،‌ گلوبند، انگشتر، جعبه های بزرگ‌ و کوچک‌ آرایش‌ زنانه‌، قوطی سیگار، جعبه های خاتم‌ کاری‌ و‌ مینا کاری‌، سرویس‌ چایخوری‌ و شربت‌ خوری‌، حبابهای میناکاری‌، بشقاب، گلدان، تابلوهای‌ بزرگ‌ و کوچک‌ مینا که‌ با هنرهای دیگر مانند طلا کاری‌، خاتم‌ کاری‌، مینیاتور ترکیب می‌شود،‌ کاسه‌ قاب و قدح، قابهای عکس، زیر سیگاری‌، پیپ، آلبوم عکس، گلابپاش، پنکه سقفی، جارو ‌چهلچراغ، درها و پنجره ها و ضریح‌های مینا کاری‌ شده برای مقابر ائمه شیعه در کربلا و نجف و ‌سامره و مشهد و قم‌ و حضرت عبدالعظیم و اماکن‌ متبرکه‌ دیگر.‌
 
 گردآوری:
 
+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |

تذهیب

در لغتنامه‌ها، تذهیب را زرگرفتن و طلا کاری دانسته‌اند، اما این، هم تمام معنای تذهیب نیست. در دایرة المعارفهای فارسی نیز تعریفهایی از تذهیب آمده‌است که به شیوه‌های تذهیب، در یک دورهٔ خاص از تاریخ، تعلق دارد.

به هر حال تذهیب را می‌توان مجموعه‌ای از نقشهای بدیع و زیبا دانست که نقاشان و مذهبان برای هرچه زیباتر کردن کتابهای مذهبی، علمی، فرهنگی، تاریخی، دیوان اشعار، جُـنگهای هنری و قطعه‌های زیبای خط به کار می‌برند. استادان تذهیب این مجموعه‌های زیبا را در جای جای کتابها به کار می‌گیرند تا صفحه‌های زرین ادبیات جاودان و متون مذهبی سرزمین خود را زیبایی دیداری ببخشند. بدین ترتیب است که کناره‌ها و اطراف صفحه‌ها، با طرحهایی از شاخه‌ها و بندهای اسلیمی، ساقه، گلها و برگهای ختایی، شاخه‌های اسلیمی و گلهای ختایی و یا بندهای اسلیمی و ختایی و... مزین می‌شوند.

مکتب‌های تذهیب

تذهیب، همچون نقاشی، دارای مکتبها و دوره‌های خاصی است ؛ چنانکه می‌توان از مکاتب سلجوقی، بخارا، تیموری، صفوی و قاجار و شعب مختلف هر مکتب سخن گفت. برای مثال، در مکتب تیموری، شعبه‌های شیراز، تبریز، خراسان و... را می‌توان تمیز داد و در واقع، تفاوت در رنگ‌ها، روش قرار گرفتن نقش‌ها در یک صفحه تذهیب و تنظیم نقش‌ها در مکتب‌های مختلف، عامل این تفاوت است. برای نمونه، تذهیب در مکتب بخارا به آسانی از تذهیب در دیگر مکتب‌ها بازشناخته می‌شود. چون، در مکتب بخارا از رنگ‌های زنگار، شنگرف، سورنج و سیاه استفاده می‌شده‌است، در صورتی که در مکتبهای دیگر، رنگها به این ترتیب کاربرد نداشته‌است.

می‌توان گفت تذهیبهای دوره‌های مختلف، بیان کننده حالات و روحیات آن دوره‌ها هستند: تذهیب سده چهارم ه.ق ساده و بی پیرایه، سده‌های پنجم و ششم ه.ق متین و منسجم، سده هشتم ه.ق پرشکوه و نیرومند و سده‌های نهم و دهم ه.ق ظریف و تجملی هستند.

بررسی آثار تذهیب شده دردوره‌های گذشته، بر تأثیر فراوان هنر تذهیب ایران در دیگر کشورها – هند، ترکیه عثمانی و کشورهای عربی- حکایت دارد. هنرمندانی که در اوایل دورهٔ صفوی از ایران به هند مهاجرت کردند، بنیانگذار مکتب نقاشی ایران و هند شدند و آثاری بزرگ از خود بر جا گذاردند. آثار به جا مانده از مکتب مغولی هند که در نوع خود بی مانند است، بر این واقعیت حکایت دارد که این مکتب تداوم مکتب نقاشی ایران و هند است.

در ترکیه عثمانی، هنرمندان مذهّب زیاد جلوه نکردند و اگر این هنر در آن سرزمین رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانیی بود که با مهاجرت به ترکیه عثمانی، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند. در کشورهای عربی نیز، به سبب بازگشت هنرمندان ایرانی از آن کشورها، هنر تذهیب اوجی نیافت.

در واقع، هنر تذهیب ایران در دنیا یگانه‌است. در اروپا، به نوعی از آذین و آرایش، تذهیب می‌گویند و تذهیب ایرانی را با آن مقایسه می‌کنند ؛ اما تذهیب اروپایی با تذهیب به شیوه ایرانی، به طور کلی، فرق دارد. آذینهای تذهیب اروپایی از ساقهٔ درختی مانند مو و برگهای رنگین تشکیل شده‌است و در کنار آنها، گاهی پرندگان، حیوانها، صورتهای مختلف انسان و مناظر طبیعی را می‌توان دید.

http://leila-salahi.blogfa.com/post-37.aspx

+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |
مکتب اصفهان 
آغاز مکتب اصفهان در نقاشی منتسب به اواخر سال  977 ه.ق است، ولی این نوع نگرش حداقل از 10 سال قبل آغاز شده بود.
از مرگ شاه اسماعیل دوم در سال 985 هـ. ق تا پادشاهی شاه عباس اول حدود 10 سال اوضاع سیاسی كشور دچار آشفتگی و نابسامانی بود. در این سالها حاكم اسمی‌ حكومت محمد خدابنده بود. پس از وی شاه عباس 16 ساله وارث تاج و تخت گردید. از اولین اقدامات وی برای سامان دادن به این اوضاع جابجایی پایتخت از قزوین به اصفهان در سال 995 هـ.ق بود. كم كم اصفهان نماد قوت و ثبات سیاسی ایـــران گشت. او به رغم طغیان‌ها و مــــزاحمتهای ازبكان و عثمانی‌ها همواره به تحكیم سلطه خود می‌پرداخت و از حمایت هنرمندان و معماران دست بر نمی‌داشت و با كمك هنرمندان و معمـــاران خیابان‌ها عمارات و مساجد بزرگ و زیبایی بر پا داشت و شهر نه تنها مركز حكومتی بلكه مركز تجاری و نمادی از نظام جدید اجتماعی ایران شد.
 
«آغاز مكتب اصفهان در نقاشی منتسب به اواخر سال 997 هـ.ق است ولی این نوع نگرش حداقل از 10 سال قبل آغاز شده بود»
«بطور كلی در اكثر دوره حكومت شاه عباس هنر بسیار مورد حمایت بوده، معماری منسوجات فرشها و سفالگری این دوره ستایشگران پرو پا قرصی داشت با این وجود با توسل به نقدی منصفانه تقریباً در تمام هنرهای این دوره میتوان انحطاطی در سرزندگی و خلاقیت یافت كه به طرق گوناگون نمودار میشود.... در هنر نقاشی و نتایج كما بیش متفاوت بود. البتـــه این تا حدی بدین علت كه در این زمان نقاشی تا اندازه ای مستقل از حمایت دربار بود... روحیه تازه ای از اصالت دیده می‌شود.»
 
« در نقاشی ایران تغییر و تحولات كلی بوجود آمد و هنرمندان به آزادی بیشتری نسبت به گذشته دست یافتند و از چهار چوب موضوعاتی كه قبلاً هنرمندان روی آن كار كرده بودند فراتر رفت. نقاشی از درون صفحات كتابهای خطی بیرون آمد و نقاشی و طراحی به صورت تك ورقی رواج پیدا كرد، بیشتر موضوع كار این نقاشان به تصویر كشیدن زندگی سنتی مردم و درباریان و تصویر كردن اشخاصی بود كه لباسهای فاخر و الوان پوشیده‌اند و همچنین در همین زمان است كه سبك طراحی به شیوه قلم‌گیـــری از اهمیت خاصی برخوردار می‌گردد.
در مكتب اصفهان به علت كوشش وتوجه بیش از حد هنرمندان به نقاشی‌های ‹تك چهره› نقاشی به شیوه قدیـــم كه در آن تعـــداد زیادی پیكرهای انسانـــی كار شده از رونق می‌افتد.»
«در كتابسازی رفته رفته همكاری نزدیك هنرها كم می‌شود. تصاویر آشكار تر از پیش خود را به حاشیه تحمیل می‌كنند. تذهیب كتابها نیز اغلب سرسری و سطحی است، رنگها گاه كیفیت متوسطی دارند و تصاویر پیكره دار كاملاً عادی و فاقد هر گونه شكوه هستند.»
از اواخر قرن 16 تاثیرات هنر اروپایی بر نقــاشی ایرانی بیشتر نمود پیدا می‌كند، نقاشی پیكره‌های منفرد، انجــام سایه پردازی، رعایت پرسپكیتو و نقاشی‌های رنگ و روغن از جمله موارد تاثیر هنر اروپایی می‌باشد.
« اگـرچه طراحــی‌های این دوره تــاریخ و امضاء دارند ولی انتساب آنها به نقاشان مشخصی بی‌نهایت دشوار است.»
« 2 یا 3 نفر از هنرمندان كار آزموده سابق كه در خـــدمت شاه طهماسب، ابراهیم میرزا و اسماعیل دوم بودند، بار دیگر در كتابخانه شاه عباس بكار گماشته شدند كه برجسته ترین آنها صادقی بیك بود و در مقام رئیس كتابخانــه ابقا شد ولی شخصیت و طبع سركش و مبتكر از وی فضای ناسالمی ‌آفرید و از كار بــركنار شد. اما نگارگـــری را همچنان پی گرفت، افول او در نتیجه درخشش شهرت رضا پسر علی اصغر بود.»
«رضا پسر علی اصغر كه از نگار گران دربار شاه اسماعیل دوم بود و حدود سال 995 هـ. ق به جمع نگارگران شاه عباس پیوست.»
« این نقاش چیره دست جوان بتدریج سبكی را ابداع كرد كه در عرض دو دهه آینده چهره نگارگری ایران را به كلی تغییر داد. كار و اثر او شامل طراحی بی‌عیب و نقش و در درجه اول رنگ‌آمیزی درخشان سبك عالی صفوی بود. اما با گذشت زمـــان چهره پیكره‌های جـوان او مملو از چشمان درشت، بی‌لطافت، طره‌های تكلف و گاهی هم چانه‌های پهن گردیـــد و همه آنها در زیر درخت بیــد تصویر شد كه تاثیر كمتری در پی داشت. جدول رنگ آمیــزی او كم كم تغییـر یافـت و رنگهای زرد، قهــــوه ای و ارغوانی جــای قرمز روشن و لاجــوردی آثــار اولیــه را گرفـت. او آثـــار متاخــر خود (كه شاید منسوب بــه اوست) به نام ‹‹رضا›› و یا ‹‹آقا رضا›› امضاء كرده ولی در اواخر قرن لقب افتخاری لقب ‹‹عباسی›› را نیز بـــدان افـــزود كه احتمالاً از طرف شاه به او تفویض شده بود. سابقاً آقا رضا و رضا و رضا عباسی دو هنرمنــد مجزا و متفاوت فرض می‌شد ولی مرحوم دكتر بچوكین بالاخره توانست مردم را قانع سازد كه هر سه اسم از یك نفر است.»
«می‌توان نتیجه گرفت كه همه آثاری كه به امضاء آقا رضا و رضا عباسی موجود است همگی از آثار یك هنرمند می‌باشد. در ابتدای جوانی بنام آقارضا آثارش را رقم می‌زده و سپس در اصفهان در دربار شاه عباسی عنوان عباسی را كسب كرده و به نام رضای عباسی آثارش را امضاء كرده. در اینجا باید به نام دو هنرمند دیگر بنام‌های آقا رضا جهانگیری و علیرضا عباسی كه در بعضی از منابع به اشتباه آنان را با رضای عباسی یكی دانسته اند اشاره شود. در مكتب اصفهان علاوه بر هنرمندانی كه قبلاً نام آنها ذكر شده نقاشان دیگری كار میكردند كه مهمترین آنها حبیب ا.. مشهدی، محمد رضا تبریزی، محمد طاهر، لطف ا..، محمد حسن، ملك حسین اصفهــانی و محمد رضا عراقی هستنـد.»
«در مـــورد خود رضا عباسی نكته گفتنی این كه شباهت قابــل ملاحظه‌ای به شخصیت صادقی داشته است. یعنــی مشكل پسند و ســـر سخت و دارای استقلال عمـل شدیــــد دو مـــاخذ موجودی یعنی كتاب قاضی احمد و اسكند منشـــی، هردو آنند كه وی بـرای مــدت كوتاهی كه فراتر از آغاز قرن یازدهم هـ.ق نرفته از هنر خود دست كشید و اختلاط با مردان و لوندان اوقات او را ضایع ساخت و میل تمام به تماشای كشتی گیران و وقوف در تعلیمات آن می‌یافت.
چنین می‌نماید كه او علیرغم دلجویی و احترام و ملاحظه دربار از حمایت آن مضطرب و دلگیر بود. از سال 1029 به بعد آثار باقیمانده او بسیار زیاد است و اما از نظر شیوه و دلچسبی چندان به پای سبك طراحی‌ها و نقاشی‌ها ی اوایل زندگیش نمی‌رسد. تقریباً همه آثار او تصاویری آلبومی‌است كه حاوی یك پیكره منفرد و یا گاهی دو پیكره است بغیر از شاهنامه سترگی كه با كمك صادقی بیك تهیه شد، فقط سه نسخه مذهب از او در دست است..... رضا عبــاسی حتی پس از مرگ شاه عباس در سال 1038 / 1629 بـــرای دربار كار می‌كرد.»
 
«شاه عباس همچون نیكان خود در سفارش اجرای نسخه با شكوهی از شاهنامه هیچ درنگ نكرد.... در نگاره‌های زیبای این نسخه می‌توان شاهكارهایی از استاد كهنه كار صادقی بیك نظیر زال و سیمـــرغ فریدون با فرزندان و زنانش و تركیب بندی‌های با شكــوه رضا جوان (همچون طهمورث و دیو‌ها و رستم و فیل) را مشاهده كرد.»
«شاهنامه شاه عباس در مجموعه اسپنسر از كتابخانه عمومی ‌نیویورك موجود است. شاه عباس آنرا در سال 1019 هـ. ق شخصاً سفارش داد و حاوی چهل و چهار نگاره برگ است.
 
ایـــن نگاره‌ها بطـــور كلی تلفیقــی دقیق و درست از سبك شاهنامه بایسنقری سال 832 هـ. ق موجـــود در تهران است. چنین می‌نمایــد كه دارای تركیب بندی‌های اصیل است و موضوعـات كه مطابق با نگاره‌های نسخه تهران – شاهنامه بایسنقری – تهران است مستقیماً از آن اقتباس نشده است. البته مگر در جایی كه نسخه ثانوی از شاهنامه بایسنقری اجازه یك چنین اقتباس غیر محسوس را داده است. چند تا از نگاره‌های این نسخه گو اینكه از حیث كیفیت پایین است ولی گاه به گاه رنگ عوض كرده است.»
 
در میان پیروان رضا عباســـی معروف از همه محمد قاسم محمد یوسف و محمد علی هستند به غیر از نگاره‌های جدا و متعدد و طراحی‌های گوناگون كه به نام آنهاست زیباترین آثار آنها را باید شاهنامه سال 1058 دانست كه متعلق به قصــر وینزور است. افضل حسینی نیز از نقاشان به نام دیگر این ایام است كه نگاره‌های مستقل او در زمینه مسائل عاشقانه و گرایش‌های منحط زمانه از بیان قوی برخوردار است او در مقایسه با نقاشان دیگر، تعداد بیشماری از نگاره‌های تـوامند چشمگیر شاهنامه سترگ سال 61- 1051 هـ.ق را اجرا كرده است.»
«رضا عباسی عده ای پیرو نیز داشت كه از آن میان حیدر نقاش از بهترین آنان بود. دیگر پیروان او عبــــارتند از افضل، محمد یوسف، محمد قاسم تبریزی، محمد علی تبریزی و معین.» 

«یكی از معروفترین هنرمندان بعد از حكومت شاه عباس اول محمد معین مصور است كه در زمان چهار پادشاه صفوی (صفی، عباس دوم، سلیمان و سلطان حسین) زنــدگی می‌كرد و از جملـــه او از با استعداد‌ترین شاگران رضا عباسی به شمار می‌رود و جزو آخرین هنرمندان سنتی مكتب اصفهان میباشد و تا پایان عمر طولانی هنر خویش حدود 75 سال كه همزمان با نفوذ نقاشی اروپا در این بود، علیرغم اینكه اكثر هنرمندان معاصرش همچون محمد زمان و علیقلی جبه دار كه شدیداً تحت تاثیر هنر اروپا بودند او به خاطر احترام خاصی كه به سنت استاد خویش داشت آثار خود را از نفوذ هنر اروپایی حفظ كرد. معین مصور در اوایــل قــرن 11 هجری به دنیا آمد اولین اثر تاریخ دار او متعلق به سال 1043 هـ.ق میباشد و آخرین آثار او در تاریخ 1119 هـ. ق كار شده است. معین مصور علاوه بر تعداد زیادی طرحی و نقاشی تك ورقی تعــداد كتب خطی مصور شده نیز از او بر جا مانده است.
در برخی از این كتابها بیش از ده مینیاتور كاركرده است. بعضی از كارهای معین دارای ابعاد تاریخی است و گاهی موضوع كارش به یك اتفاق ساده روزمـــره اختصاص پیدا كرده است. مثلاً تصویــر یك مــــرد و خروس در بغل را می‌كشد و بر روی آن برای یكی از ســـه فرزندش با علاقــــه می‌نوشت (با عجله برای فرزندم آقا زمان كشیدم پنجشنبه (1069 هـ.ق)، به امید خوشبختی). معین مصور تصویر از استادش رضا عباسی در سال 1404 هـ. ق كار كرده است.
 
از دیگـــر هنرمندان اواخر مكتب اصفهان محمد شفیع عباسی و افضل الحسینی است. محمد شفیع پسر رضا عباسی است. او تحت نظر پدرش آموزش یافت و در طراحی به درجه والایی دست یافت، او علاوه بر اینكه در مینیاتور مهارت داشت،طراح مهم پارچه هم بود. او همچنین در نقاشی گل‌ها كه نوع جدیدی از نقاشی بـــود كه در اواخر دوران صفویـــه از تاثیر نقاشی اروپا بوجود آمده بود مهارت كافی داشت ( این شیوه كه مبتنی بر مطالعه گلها و پرندگان بود بعدها به وسیله نقاشان قاجار كاملاً گسترش یافت). افضل الحسینی نیز از شاگردان رضا عباسی است كارهای افضل شباهت زیادی به آثار رضا عباسی دارد. تعدادی از نقاشی‌های شاهنامه عباس دوم كه در موزه لینگراد نگهداری میشود به امضاء این هنر مند است. محمد علی، محمد یوسف و محمد قاسم سه تن از هنرمندان اواخر مكتب اصفهان هستند كه ظاهراً در دربار شاه عباس دوم و شاه سلیمان به موازات هم پیش رفته اند، هر سه از پیروان و شاگردان رضا عباسی هستند و شیـوه استــاد خود را توسعــه داده اند. در طـراحی‌های آنها خطوط به نرمی‌تمام طـراحی شده است و زمینـه‌های منظره و صخره‌ها را با لطافت تمام تصویــر كرده اند، موضوع كار آنها زن و مردهای ایستاده و یا نشسته دراویش، حیوانات و پرندگان است. در طراحی‌های محمد قاسم و محمد یوسف علاوه بر رنگ مشكی از رنگ قرمز نیز استفاده شده است.

طراحی‌های محمد علی نیز از نظم و زیبایی خاصی برخوردار است و از مشخصات فنی طرحهای این استاد استفاده از رنگ صورتی در آثارش میباشد و بیشتر طراح‌های او در ابعاد كوچك كار شده است.
محمد یوسف حدوداً 1042 هـ.ش از دنیا رفته و محمد قاسم نیز تا سال 1078 هـ. ش در قید حیات بوده است. این سه هنرمند جزء آخرین هنرمندان مكتب اصفهان به شمار میروند.
با هجوم فرهنگ بیگانگان، تاخت و تاز یغماگران، فقر و سوء حكومت، تشویق و ترویج نقاشی اروپایی بوسیلـــه شاه عباس دوم و مرگ شاگــردان با وفای رضا عباسی موجبات فنا و اضمحلال سبك مینیاتور پر شكوه صفویه فراهم شد. مهمترین عامل این سقوط نفوذ هنر اروپا بود.... »

 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: tebyan.net
+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |

کاشی سازی، قلمکارسازی، خاتم سازی

در اصفهان

کاشی سازی:

کاشی سازی يکی از اصلی ترين صنايع دستی اصفهان است. در اين فرآورده ها ويژگی طرحها و نقشهای قديمی به خوبی حفظ شده است و حتی امروز هم خواستاران بسياری دارد. از ديگر هنر هايی که با استفاده از کاشی در اين استان انجام می گيرد کاشی معرق می باشدکه عبارت از بريدن و خرد کردن کاشی و در کنار هم قرار دادن آنهاست. از آنجاکه نقشهايی که روی کاشی ها پياده می شود تا حدی پيچيده است کاشی سازها نمی توانند آنها را به صورت ذهنی ترسيم کنند، از اين رو صنعتگران طرحهای مورد نظر را به طراحان سفارش می دهند. پس از اينکه طرح مورد نظر تهيه شد صنعتگران آنرا روی کاشی پياده می کنند. برای اين منظور طرح مورد نظر را روی کاشی ساده که قبلاً آماده شده قرار می دهند و سپس روی خطوط طرح، سوزن فرو می کنند و به اين ترتيب خطوط نقشه در جای سوزن باقی می ماند که باريختن گرد زغال روی منفذهای ايجاد شده، شکل و طرح مورد نظر برروی کاشی انتقال داده می شود. پس از آن خطوط را بر حسب ذوق و سليقه رنگ آميزی کرده و جهت پخت به داخل کوره می گذارند. از اين به بعد محصول آماده عرضه به بازار خواهد بود.

قلمکارسازی:

قلمکارسازی يکی از صنايع دستی پر سابقه ای است که قرنها در اوج شهرت بود و از دوره مغولها در ايران مرسوم شده است. در دوره مذکور به منظور جلب نظر خوانين مغول ايرانيان نيز دست به ابتکاراتی زدند که از جمله ابداع نقاشی روی پارچه يا پارچه های قلمکار بود، سپس اين صنعت در زمان صفويه گسترش بيشتری پيدا کرد.
به هر صورت عمر پرشکوه اين صنعت در زمان صفويه بود و در اواسط عصر قاجاريه بتدريج از رونق آن کاسته شد. در زمان سلطنت شاه عباس کبير اين صنعت رونق بسزايی يافت و بيشتر لباسهای مردانه و زنانه از پارچه هاي قلمکار تهيه می شد و اين پارچه ها در اين زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباريان بود و از اينرو بيشتر لباس آنان از " قلمکارزر" يا " اکليلی" تهيه می شد. در آن زمان محلهای مخصوصی برای تهيه لباس درباريان در بازار قيصريه اصفهان وجود داشت وپارچه هاي قواره ای قلمکارراکه دراصطلاح آن روز "دلگه" ناميده می شدرا از آن محلها به دست می آوردند.
}در زمان سلطنت رضا شاه با امتيازات خاصی که برای صنعتگران و ارباب حرف به ويژه صنعتگران قلمکار فراهم شد بار ديگر اين صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده ای از استادکاران بزرگ قديمی مثل شيخ حريری مشهدی عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقی اخوان چيت ساز، برادران بيرجندی و شيخ بهايی و چند تن ديگر شرکت توليد قلمکار را تشکيل دادند.
اگر علاقه و پشتکار عده ای از استادکاران اين فن نبود، اکنون اثری از اين صنعت ظريف باقی نمی ماند ولی تلاش پيگير صنعتگران اين رشته و استقبالی که از آن شد موجب شد تا بار ديگر حجم تقاضا برای اينگونه پارچه های نقش دار افزايش يابد و چون مقدار توليد و عرضه اين محصول محدود بود صنعتگران را به چاره انديشی و پيدا کردن راه حل جهت عرضه بيشتر باهمان کيفيت هنری واداشت. در اين مورد تنها راه چاره را ايجاد نقوش مورد نظر را روی قالب و انتقال قالبهای مذکور روی پارچه دانستند.
معروفترين استاد قالب تراش در اين رشته مرحوم استاد رحيم بيدادی بود که سالها پيش در گذشت. از استادان ديگر قالب تراش می توان از استاد اسماعيل قالب تراش و استاد مهدی اوليايی نام برد.
 

خاتم سازی:

خاتم هنر آراستن سطح اشياء با مثلثهای کوچکی است که طرحهای گوناگون آن همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است. اين شکلهای هندسی را با قرار دادن مثلثهايی کوچک در کنار هم نقشبندی می کنند. می توان گفت، کار خاتم نقشهای هندسی تشکيل شده از مثلثهای سه پهلو (متساوی الاضلاع) است که از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 ميلی متر در سطح خارجی يا سطح داخلی و خارجی اشياء چوبی چسبانده می شود.
آثاری که از قديم مانده نظير درهای کاخها، رحلهای قرآن و صندوقهای مقابر خاتمکاری نشان می دهد که اين هنر در زمان قديم و به ويژه عهد صفويه رواج کامل داشته يکی ازمراکز اصلی آن هم اصفهان بوده است. اما همين معلوم می کند تا چند سالی اين هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شيراز مرکز اين صنعت شده است.
در ابتدا کار خاتم با استفاده از مثلثهای بسيار بزرگ که پهلوی هم قرار می دادند تهيه می شد ولی به تدريج با پيشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ريزتر و کوچکتر شد. بهر حال هنر خاتم سازی از زمان پيدايش تا کنون تحولاتی را داشته است. صنعتگران خاتم ساز برای تهيه خاتم از مواد اوليه متنوعی استفاده می کنند که در کمتر صنعت دستی ديگری اين چنين تنوعی به چشم می آيد. اين مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجی، لايه برنجی، سريشم گرم، سريشم سرد، فرمالين، فيبر و روغن جلا و تخته سه لايی. غير از آن برای تکميل ساخت از چفت و لولا و غيره نيز استفاده می کنند. از خاتم در تهيه محصولات مختلفی استفاده می شود که از آن جمله است: قاب عکس، جعبه سيگار، عصا، پيپ، جعبه لوازم آرايش، جا کليدی، جاقلمی و جلد آلبوم.
در اصفهان علاوه بر اشياء خاتم که به شيوه شيرازی می سازند قسمتی از مصنوعات خاتم را با نقره و مينا سازی توأم کرده اند که در شيراز وجود ندارد. مثلاً جعبه های خاتمی که رويه آن را نقاشی مينياتور می کنند و روی آنرا روغن می زنند.

برگرفته
www.rugart.org 

+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |

خط بنّایی یا مَعْقِلی

مسجد جامع اصفهان بهمراه مسجد حکیم ومسجد امام اصفهان دارای تزئینات زیبایی ازخط بنایی یا معقلی با استفاده از اسمائ متبرکه هستند.

خط بنایی نوع تزیین نشده و هندسی خط کوفی است که براساس خانه‌های شطرنجی طراحی می‌شود.

اساس خط کوفی بنایی امتدادهای افقی و عمودی و گردش خط با ضخامتی یکنواخت در راستای افقی یا عمودی است به گونه‌ای که تمام سطوح هندسی شکل با این نوشته‌های افقی و عمودی پر می‌شود، و برای تزیین بناها بکارمی رود.

خط بنّایی یا مَعْقِلی نوعی خط کوفی زاویه‌دار به‌شمار می‌رود که براساس خانه‌های شطرنجی طراحی می‌شود و از ترسیم اشکال هندسی مانند مربع، لوزی، مستطیل و خطوط موازی و متقاطع حاصل می‌شود. این خط دارای زوایای قائمه است که به طور کلی یک طرح کامل هندسی را ایجاد می‌کند. به نظر می‌رسد این خط در پی تکامل شیوه‌های آجرچینی و در پی تکامل آجرکاری و کاشی‌کاری پدید آمده است.

+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |
تزئینات گچبری های محراب الجایتو
                                 علیرضا خلیلیان

استفاده از نقوش اسلیمی بهمراه خط نسخ





استفاده از خط کوفی تزئینی






استفاده از خط ثلث





استفاده از قاب اسلیمی





استفاده از خط ثلث وگردش بند اسلیمی





استفاده از قاب اسلیمی





















+ نوشته شده توسط خلیلیان در و ساعت |